ميرزا خانلرخان

66

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

رشته عملش اين بود كه جميع غله و جنس را از رعيت به قيمت نازل مىگرفت و به هرقيمت مىخواست مىفروخت . اين هردو فقره باعث شده بود كه رعاياى اهل سنت نيز از او دلتنگ بودند و از اين اخبار افواهى كه قشون دولت به تسخير بغداد و تصرف عراق عرب مأمور است ، اظهار سرور و شادمانى مىكردند . اما مباشرين ديوانى و عسگرى مأمور و مقيم آن صفحات به نخوت و غرور نامق پاشا مستظهر « 1 » و از روى كمال استكبار « 2 » رفتار داشتند . چندى نگذشت كه نامق پاشا اندكى به حالت خود تنبيه شده در مقام چارهء كار برآمد . استشهادى نوشته بمحضر علماى نجف اشرف و كربلاى معلى فرستاد و بر حسن سلوك خود نسبت به تبعهء دولت عليهء روزافزون ، از علماى اثنى عشرى تصديق خواست و ايشان بعضى تقيه و برخى مجبورا تصديقى در آن مجله نوشتند . از اين فقره اجمالا پريشانى كارش آشكار شد . تبعهء عثمانى كه خيرخواه و بستگان او بودند ، شهرت دادند كه دولت عثمانى عزل نامق پاشا را به شرط عزل عماد الدوله از سرحد عراقين و كارپرداز بغداد قبول كرده است . چندى هم به اين گفتگو گذشت تا اينكه حكم عزل نامق پاشا مجانى و بلاعوض رسيد و احضار به اسلامبول شد و شرش از سر هربر و قاصر « 3 » مرتفع گرديد . عارف و عامى ، شيعه و سنى ، فقير و غنى ، مؤمن و كافر آن مرزوبوم رفع اين بليه را از حسن اهتمام اولياى دولت عليه روزافزون دانسته و همه متفق الكلمه به دعاى دولت قاهره مىپرداختند . بعد از اين مقدمه ، تبعهء عثمانى حد خود را شناختند و رفته‌رفته از سر آن نخوت برخواستند و تغييرات در سلوك و رفتارشان بهم رسيد . ازجمله ايامى كه تهيه و تدارك عاشورا در كربلاى معلى در ميان بود ، كسان جناب شيخ المشايخ شيخ عبد الحسين ، حسب الامر الاقدس اسباب

--> ( 1 ) - پشتگرم . ( 2 ) - تكبر و غرور ( 3 ) - بر ، به ضم با و تشديد را يعنى صالح و نيكوكار قاصر يعنى كوتاهىكننده .